این تحول بزرگ در حمایت از تولید را باید در تاریخ ایران، با واژگان زرین نوشت. وزارت کشور از فرمانداران خواست تا مشکلات واحدها صنعتی را بر طرف نمایند و از تولید حمایت کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فکاهیِ ملانصرالدین، این تصمیم تکان دهنده در حالی اتخاذ شد که بسیاری از واحدهای تولیدی، به دلایل کاملا نامعلوم و نامشخص، دچار بحران هستند. حالا فرمانداران میتوانند با شناسایی مشکلات آنها، در راستای رفع این مشکلات گامهای بلندی بردارند.
نامعلوم و نامشخص بودن مشکلات این واحدهای تولیدی، عامل اصلی مداخلۀ فرمانداران است.
در این باره، خبرنگار ما، با کارشناسی صحبت کرد که تا خواست حرف بزند، خبرنگار ما خطاب به او گفت: «خیلی خب! میدونم اسمت رو جایی نمینویسیم! راحت حرف بزن!»
کارشناس پس از تاکید بر این که «گفته باشم، ها» افزود: « متاسفانه، حذف نقش فرمانداران عزیز، از تولید و حمایت از صنایع موجود در حوزۀ استحفاظی آنها، تاکنون ضربات سنگینی به فرایند تولید وارد کرده بود. چرا که این عزیزان، خیلی نزدیکتر از همه، به این واحدهای عزیز بودن و ماموران اداراتِ آنها، در هر مناسبتی از این کارخانهها دیدار میکردن و با دقت، کف دست آنها را دید میزدن تا اگر مویی آن جا هست بکنن و بر عکس، اگر دماغشان، مویی نداشت، موی دماغ آنها شون. تصدیق میفرمایین که همین هم کمک خیلی زیادی بوده و هست. اما حالا وظیفۀ خطیرتری بر عهده دارن و آن این که ببینن که اینها واقعا چشونه؟ واقعا چه مرگشونه..! ها!؟ چتونه..!؟ چه مرضتونه!؟»
خبرنگار ما از آن کارشناس محترم اسمشو نبر خواست «لطفا خودشو کنترل کن» و در این باره صحبت کند که مثلا فرمانداران عزیز چه کمکی میتوانند به این واحدهای بسیار عزیز بکنند.
کارشناس اسمشو نبر گفت: «خب این که ما بدونیم اینها چشونه، خیلی مهمه! همین جور الکی، واحدهای تولید خودشونو میبندن و میرن رد کارشون. فاکتورهای برقشون تلنبار شده… مثلا، شده پانصد میلیون تومان ناقابل! نمیآن بدن! یا پول آب و گاز و تلفنشون همین طور! تلفنهاشون قطعه! میگن پول نداریم. خو، تو غلط کردی اصلا کارخونه میزنی پدر ***! مگه ما این جا مسخرۀ توایم؟ از کجا بیاریم بخوریم!؟»
خبرنگار ما با دهان باز پرسید: «پس کمک به مشکل بیکاری و راه اندازی و …» بعد بلافصله سئوالش را پس گرفت و گفت: «هیچی اصلا نمیخواد بگی! تا تهش رو خوندم!»


